گردشگری، برنامه ششم و آموزه‌هایی که هنوز نیاموخته‌ایم

بدیهی است اگر قرار است رونق اقتصادی و تولید ناخالص ملی از طریق گردشگری حاصل شود و به آنچه در سند چشم‌انداز ۲۰ ساله ترسیم شده‌بود یعنی میزبانی سالانه ۲۰ میلیون گردشگر دست یابیم بسترسازی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بسیاری باید محقق شود. طبیعتاً باید به این پرسش پاسخ دهیم که آیا ظرفیت اقامتگاه‌های ما کافی و مناسب هست؟ آیا سیستم حمل و نقل داخلی ما اعم از هوایی و زمینی پاسخگوی چنین چشم‌اندازی هست؟

این بخش سخت‌افزاری هرچند نیازمند سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی‌است اما به سادگی و با یک برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت قابل تحقق است. کما اینکه وقتی قرار شد ایران در پاییز ۱۳۷۶ میزبان نشست سران کشورهای اسلامی باشد ساختمانی به سرعت ساخته شد که اینک به ساختمان اجلاس سران معروف شده‌است. این ساختمان در آخرین زمان باقیمانده تا برگزاری اجلاس ساخته شد. اما از سخت‌افزار مهم‌تر در حوزه گردشگری بخش نرم‌افزاری آن است. جالب است که در سال‌های اخیر و با توسعه فضاهای دانشگاهی ما شاهد افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان در رشته‌های مدیریت توریسم بوده‌ایم. اما به راستی آنچه برای گردشگران در سایت‌های گردشگری و مقاصد توریستی کشور رقم خورده‌است با تعداد فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و تعداد اقامتگاه‌ها و نظایر آن ارتباطی داشته‌است؟

همین چندی قبل رسانه‌ها از مزاحمتی که برای یک زن فرانسوی در منطقه فرحزاد تهران اتفاق افتاده بود نوشتند. حتماً درباره «سایکل توریست»هایی که به ایران آمده‌اند هم شنیده‌اید. همان زن و مردهایی که با دوچرخه کشورمان را گشته‌اند و تجربه‌هایی از نحوه برخورد با زنان دوچرخه‌سوار. همین چندی قبل زنان توریستی که برای بازدید از میدان امام خمینی‌(ره) اصفهان آمده‌بودند با یک برخورد عجیب مواجه شدند. متصدیان مانع از حضور آن‌ها بدون داشتن چادر شدند. بعد مقرر شده بود که تعدادی چادر بگذارند تا توریست‌هایی که می‌آیند از آن‌ها استفاده کنند. به نظرتان حاصل این مقررات و مثلاً گرفتن عکس یادگاری با چادری که معلوم نیست به خوبی شست و شو شده و یا چند نفر آن را سر کرده‌اند چه تصویری در ذهن آن توریست خواهد ساخت؟

اصلاً در فرودگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) چه تعداد راننده تاکسی داریم که به آن‌ها رفتار درست و صحیح با یک توریست را آموزش داده‌ایم؟ چند نفر از راننده‌های تاکسی به زبان انگلیسی مسلط هستند تا بتوانند به درستی یک توریست وارد شده به کشور را میزبانی کنند.

بنابراین بیش از هر زمان دیگری باید درباره این پرسش بیندیشیم که تا چه زمان دیگری می‌خواهیم صرفاً دانشجویانی بپذیریم که در دانشگاه مدرک کارشناسی یا کارشناسی ارشد مدیریت توریسم دریافت می‌کنند اما از داشتن یک نفر نیروی خدماتی هتل محرومیم که بداند به‌ موقع ورود گردشگران چه ایرانی و چه خارجی باید چه رفتاری داشته باشد؟

پس بسیار مهم است که اگر در این روزها برنامه‌نویسان کشور مشغول تدوین برنامه ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی کشور آن هم با محور گردشگری هستند به این موضوع توجه کنند که گردشگر صرفاً برای هتل‌های مجلل و یا آثار تاریخی یا طبیعت ما یا اماکن خاصی که داریم تن به سفر به ایران نمی‌دهد. اگر میزبانی درست از گردشگران را نیاموخته‌باشیم همان‌هایی که برای یک بار به ایران سفر کنند به دیگران خواهند گفت که تجربه رفتار ایرانیان با آن‌ها چه بوده‌است. پس ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم که بر فرهنگ و چگونگی رفتار با گردشگران کار کنیم. نیاز به این داریم که همه دستگاه‌های اجرایی در این زمینه آموزش ببینند و هر کس برای خود یک دستورالعمل نداشته‌باشد. مثلاً مامور پلیس گذرنامه در فرودگاه به یک شیوه رفتار کند و مامور پلیس کلانتری در محدوده یک اثر تاریخی به یک شیوه دیگر. مامور موزه یا متصدی یک اثر تاریخی یک محدودیتی را اعمال کند و کارمند فلان اداره یک محدودیت دیگر. بدیهی است چشم همه ناظران و فعالان گردشگری نیز در این زمینه نخست به سوی مسئولان سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می‌گردد.

 

 

 

 

 

 

اشتراک گذاری این نوشته در شبکه های اجتماعی :

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

fa_IR