نقد فیلم مادرم بلوط

گزارش این فیلم به شرح زیر تقدیم می شود:

نام فیلم: مادرم بلوط.

فیلمساز: محمود رحمانی متولد ایذه

صدا : چشم به دنیا که گشودم بسترم از برگ درخت بلوط بود، گهواره نیز از چوب درخت بلوط ،در زندگی هرچه داشتم ، بعد از خدا ، از برکت درخت بلوط بود.

می نویسد: در سال 83 سد کارون 3 در شمال شرقی خوزستان آبگیری شد.

نشان میدهد : آب پشت سد بالا میآید و غرق شدن درختان بلوط

صدای پس زمینه : مویه سوزناک بختیاری.

می نویسد: شمال شرقی خوزستان- زاگرس میانی

ماشینی در حال بالا رفتن از کوه. فیلمساز راننده، و مسافرش راهنما و در حال شکوه و شکایت از زمین و زمان و توضیح بدبختی و بیچارگی اهالی منطقه پس از احداث سد در منطقه. از بین رفتن میلیونها درخت بلوط و … و اینکه اینها را دارم صادقانه میگویم شما هم برایم دردسر درست نکنید.

تصاویر آب آرام ولی شاخه های خشک درختی بلوط از آب بیرون زده شده است.

پس از توضیح مفصل از بین رفتن درختان بلوط توسط سد و غرق شدن درختان ، توجیه می کند :

روستاهای بیشماری در اطراف دریاچه سد از تهیه زغال زندگی میکنند. درختان را سوزانده و تبدیل به زغال میکنند. دود از دور دست پیداست. مردان با بارهای پشت قاطرها زنجیر وار از کوه بالا میروند. لبه های تبرها تیز میشود. یخ جویبارها شکسته و صدای تبر و شکستن و قطع درختان.

در بالای کوه و در مدخل غاری گروه قاطردار آتش روشن کرده و چوب ها را میسوزانند.

یکیشان با فیلمساز صحبت میکند :درباره یکی از نفراتشان که عاشق بوده، دختر را به او نداده بودند و دیوانه شده. اسد که همه میگویند دیوانه است، صدای خوبی هم دارد.

فیلمساز از اسد: شنیده ام صدایت خوب است. برایم بخوان. من دوست تو هستم.

میگوید: تورا نمیشناسم،این اولین بار است که تو را میبینم!

بالاخره میخواند.

فیلمساز : چرا اینجا نشسته ای؟( جایی در میانه کوه و تنها!)

، او نگاه میکند با بغض

فیلمساز میگوید ناراحت شدی اسد؟ نگو فقط بخوان.

میپرسد چه میخوانی؟ صدای آواز سوزناک بختیاری، اسد گریه میکند.

تصاویر زیبای آب، شاخه های خشک درخت بلوط، داخل غار صدای اره و آتش و مردان با لباسهای زیبای بختیاری

درختان بلوط را از تنه قطع میکنند، زغال های آماده شده را بیل می زنند و جمع آوری کرده در گونی می ریزند.

از اسد میپرسد : درختها درد را احساس میکنند؟ میگوید : از آدمها بیشتر!

می پرسد: صدا می کنند؟ میگوید: ناله میکنند. می گوید آب زیاد بلوط را نابود می کند- بلوط از دست کسی آب نمی خورد بجز بارون خدا (تصویر غرق شدن درختان زیر دریاچه سد).

اسد می گوید: آب برای انسان هم خوب است ولی اگر بذارندت زیر آب ، خوبه؟؟ خفه میشی!! صدایی دیگر : اینجا آنقدر درخت و جنگل داشتیم که خرس هم بود ولی خب الان پولی هم در میاریم!!

انبوه درختان در مدخل غار در حال سوزانده شدن. گروهی مشغول قطع درختان و گروه دیگر در حال جابجایی ذغال ها.

دانه های بلوط و سیب زمینی در آتش برشته می شوند ،دستهایی آنها را بر می دارند. اسد در حال خوردن سیب زمینی کبابی و نظاره گر!!

یک نفر کسی را نشان می دهد : او یکی از کوره پزهای درجه یک است!! تبر و تکه کردن تنه اصلی درخت .

نما : آب دریاچه سد و سر شاخه های درختان خشک بلوط بیرون از آب.

اسد از روزنه ای نظاره گر : آواز بختیاری سوزناک.

برگهای خشک درختان را درگونی جمع آوری کرده و روی کپه قطعات بریده شده و منظم چیده شده در ورودی غار ریخته و آتش می زنند. اسد نظاره گر، صدایی می گوید : جنایتکاران!

یکی از اسد میپرسد : رادیو و تلویزیون تو را نشون میده. او را و عشقش را دست می اندازند. او فقط نگاه می کند: به آتش، به حجم زغال تهیه شده ، به دودی که از آن ساعد است، با اخم!! اسد : وقتی میخواهی صدایی را بشنوی، مدتی طولانی بهش نگاه کن .

صدایی می پیچد، می گوید : گوش بده، می شنوی؟؟ با پس زمینه درختی خشک: صدای زوزه باد، ابرهای انبوه که با وزش باد جابجا می شوند. اسد تنها نشسته، می گوید خانواده ام همه رفتند شهر.

فقط من ماندم . نتوانستم برم!! (63 آبادی و 1291 زمین کشاورزی زیر آب رفت).

گوسفندی را کشته اند در دهانه غار گوشتش شقه می شود.

صدایی می گوید : کاری که میکنیم به نفع درختان است!! بعد از 10 -15 سال دوباره می رویند!!

لاشه تکه تکه شده گوسفند روی پلاستیکی پهن شده روی زمین چیده می شود.

فیلمساز به اسد : از کوه برو پایین، من از این بالا فیلم تورا می گیرم. بدو در مسیری که عشقت می رفت! او دوید. پیچید و دوباره پیدا شد و تا دوردست از دور دیده می شد.

بقیه دور آتش در حال خوردن کباب. درباره اسد و عشقش صحبت و شوخی و مسخره.

او وارد می شود، می شنود، عصبانی می شود، حمله می کند.گوشتها را داخل آتش می ریزد. آنها عصبانی شده، دیوانه خطابش می کنند انبوه زغال های آماده را بیل می زنند و در کیسه می ریزند.

کارگردان: اسد، اینها درختان را برای چه می برند؟ می گوید: زن و بچه دارند. خرج دارند. چی باید بخورند؟؟

می پرسد: تو چرا اینکار را نمی کنی؟؟

می گوید : من زن و بچه ندارم.

می پرسد: اگر داشتی، تو هم اینکار را می کردی؟؟

می گوید: بله منم درختان را قطع می کردم !!

عکس عشقش را روی سنگ کشیده، روی تنه قطع شده درختی کشیده و روی سنگی دیگر می کشد!!

فیلمساز : اگر پاک شود، چی؟ میگوید دوباره می کشم!! ( عکسها همه تمام رخ و یا نیم رخند).

می پرسد: عکسها که همه با هم فرق دارند؟ میگوید: همه همونند. همونی که گفتم!!

رعدو برق در شب و ورودی غار: در برق آن گوشه ای از چهره اسد که خوابیده روشن می شود.

روز: آسمان-درخت خشک بلوط-آب روان پشت سد.

صدای اسد: بری زیر آب زجر کش می شی . نما: زیر آب شاخه خشک درختان در حال حرکت با امواج (صدا: اکوی ناله و مویه چند نفر در پس زمینه)، اسد زیر آب در میان شاخه های خشک شنا می کند (با همان صدا در بک گراند). با موی خیس کنار آب نشسته : نظاره گر !

کسی دارد درخت زنده ای را تبر میزند . فیلمساز می پرسد: اینها را داری می بری؟؟ می گوید: خشکند. اگر تازه باشند نمی برم. صدای اسد: اگر جایی زلزله بیاید دوباره می سازندش ولی سرزمین ما گم شد!!

بازگشت به روستای کنار سد در پایین دست.

نویسنده: در نتیجه 5 دهه سد سازی در ایران، صدها هزار درخت و روستا از بین رفت.

اسد: خونبهای این همه بلوطی که زیر آب رفت را کی میده؟؟

نویسنده: ایران در میان 136 کشور جهان رتبه 132 محیط زیست را بدست آورد.

اسد: تو هیچی از بلوط نمیدونی!!

صدای آواز….

 

اشتراک گذاری این نوشته در شبکه های اجتماعی :

اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در google
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در print

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

fa_IR